چهارده ،پانرده سال پيش بود که آمديم کرج.آمديم و شديم ساکن باغستان . آنهم آ خر هاي باغستان چسبيده به البرز کوه.هوا پاک بود. سکوت بود.بعضي وقت ها سحر هاي مه گرفته و البته صداي هميشگي پرندگان در صبح هاي دل انگيز کو هپايه.خيابان هاي خلوت با خانه هايي که اکثرشان به اصطلاح ويلايي بود.جمعيت به نسبت کم بودسکوت فضاي مناسبي براي خود نمايي ميافت. براي آدم هايي مثل ما که از شلوغي پايتخت کمي دور شده بوديم وضعيت جديد،جالب و تا حدي مرموز بود.راستش را بگويم همه اش هم خوبي و خوشي و زيبايي و به به و چه چه نبود. غروب که ميشد صداي زوزه سگ ها بود که بعضي وقت ها تا دم صبح ادامه پ شهرزاد بدون حضور سرمايه گ...
ما را در سایت شهرزاد بدون حضور سرمايه گ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 27 تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 12:40